تبليغاتX
وبلاگ شلم شووربا

شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387

هنر فقط نزد ایرانیان نیست و بس

هنر تراشیدن چوب
















نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387

سلامی دوباره باید به لبخند صبح فردا

دیشب که طبق معمول خسته بودم و خواب آلود، به خودم کلی فشار آوردم و نشستم پای صحبتهای ریاست محترم جمهور .حرفاش در مورد مافیا و کورلئونه و جمع شدن سازمان مدیریت  که تموم شد در کمال تعجب موضوع بحث را به موضوعی جالب به نام مدیریت الهی عوض کرد  .از اینجای قضیه آنقدر جالب بود که چهار چشمی تلویزیون را نگاه میکردم.ولی باز هم هیچی از حرفاش سر در نیاوردم.  فکر کردم که مدیریت الهی آیا HOLY MANAGMENTیآ GOD  MANAGMENTمیشه نفهمیدم وخلاصه مخم مثل همیشه تعطیل شد و به صورت موقت جان به جان آفرین تسلیم کردم و در ثانیه های آخر وداع موقت با این دنیا با پام تلویزیون را خاموش کردم و وداع جانانه ای با روز کسالت بارم نمودم.

 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

اندر مصائب خواب دیدن

چند وقت  پیش  خواب دیدم که از دور داشتم همسرم را میپاییدم وهمسر گرام باخانومی ناز با موهای  مجعد و خرمایی که  قد بلندی داشت مشغول بگو بخند و خوش وبش بود  و مثل اینکه خیلی هم  شنگول تشریف داشتند ،دقیقا مثل روزهای اول آشناییمون تیپ زده و به قول ما خیلی تیتیش شده بود .ته ریش تارکانی و شلوار جین بیا منو جیز بیز و خلاصه بقولی لوند ودلبرانه.

رفتم جلو و بهش گفتم این خانوم کیه ؟خیلی طبیعی برخورد کرد و حالتش دیگه داشت بیشتر خونم را به جوش میاورد یاد روزهای خوشمون افتادم بغضم گرفت و یه چک زدم بیخ گوشش و از خواب پریدم

. این گذشت تا فردای همون روز خواهر زاده ام زنگ زد و بین حرفاش گفت آره خاله دیشب خواب دیدم تو و همسرت دارین از هم جدا میشین.من یاد خواب خودم افتادم و خوره شک به جونم افتاد. همون شب رفتیم مهمونی دوستم توی مهمونی معلوم نبود چه جوری فهمیده بود این شوهر گور به گور من وبلاگنویسه.یواشکی بهم گفت تو چه طوری اجازه میدی شوهرت این چرت و پرتها رو بنویسه و همه بخونن و زنها و دخترها نظر بذارن  واسش. وای داشتم به حماقتی که  تا حالا در زندگیم کرده بودم فکر میکردم چه اشتباهی کردم اون به سادگی تمام من را گول زده بود و هر غلطی دوست  داشت کرده بود. توی راه مثل یه  کاراگاه خصوصی ازش پرسیدم  میشه منم وبلاگت را بخونم ؟ لبخندی زد و گفت مگه چیه تو که همش توی اینترنتی خوب  برو بخون بعد با قیافه کاملا روشنفکر گفت خیلی دوست دارم روی بعضی نوشته هام نظرت رو ببینم.پیش خودم گفتم کور خوندی میرم ببینم اون زنیکه کیه با اون موهای فر فری و با اون قد زرافه اش میاد کامنت میذاره واست.

فردا صبح بدون دیدن خوابهای بد خیانتبار رفتم وبلاگش رو خوندم ولی چیز عجیبی ندیدم . از کامنتها هم چیزی دستگیرم نشد پس کنترل نامحسوس را شروع کردم کی میره کی میاد حتی ساعت کلاسهاش و کار دومش را چک کردم ولی چیزی پیدا نشد که نشد.   یه بار که خسته از کار  اومده بود و طبق معمول لم داده بود و داشت مجله میخوند در کمال ناشیگری ازش پرسیدم راستی اگه بریم محضر حق حضانت بچه و حق طلاق را به من میدی؟ قیافه اش یهو بهم ریخت مثل یه ببر خشمگین نگاهم   کرد و با نفرت گفت هیچکدومش رو بهت نمیدم چون من موقعی که این دو تا حق را بهم دادند نقشه ای نداشتم  یه جوون عاشق و احمق بودم ولی تو با نقشه داری پیش میری از این به بعدم هر اتفاقی افتاد مسببش تویی .

تا حالا قیافه اش را اینجوری ندیده بودم انگار میخواست بگه تو منو تحقیر کردی و بهت میفهمونم حقارت یعنی چی.میدونستم اون نقطه واکنشش رو غرورشه.از کار خودم خیلی خجالت کشیده بودم.

مستاصل   بودم ولی فایده ای نداشت .دیروز اومد و گفت بریم محضر مهریه ات رو ببخش و حق طلاق رو بهت میدم ولی حضانت رو برو تو خواب ببین . نگاش کردم این غریبه که نفرت ازش میچکید برافروخته غمگین با ابروهای درهم کشیده همسرم نبود من نمیشناختمش این مرد اون مردی که زندگیم از وجودش گرم بود عاشق بود بی توقع بودو همیشه کمی خسته  نیست. از رفتن طفره رفتم یاد یکی از دوستام افتادم که به خاطر یه مسئله خیلی ساده زندگیش بهم خورد .مردها بعضی وقتها کارهای احمقانه یا بهتر بگم جبران ناپذیر زیاد میکنن.باید چاره ای داشته باشه

داستان غیر واقعی است .

 

 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

دیالوگ امروز

 همیشه یادت باشه خدا جای حق خوابیده .

بیدارش نکن بیدارشه پوستت رو میکنه

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

نامه ای دیگر

سلام

دیشب در ضیافتی رفیقی ازچهره جذاب و بازی فوق العاده جورج کلونی صحبت میکرد ومن در ذهنم تمام بازیگران ایرانی و بچه خوشگلهای امروز سینما را مرور میکردم تا مقایسه ای کنم ولی باز هم به اسم تو رسیدم.

قیافه پدر سوخته ات در طوقی،لکنت های زیادت در دشنه،راه رفتنت در تنگسیر،نگاه خسته ات در گوزنها،گله های کودکانه ات در سوته دلان ،اعتراضت در قیصرو زخمهایت در کندومراباز هم به تو رساند.تو الگوی مرد جذاب ایرانی نبودی ولی معنی هنر بازیگر ایرانی شدی وقتی که فیلم بتامکس را لای نان سنگک - گویی که جنس قاچاق بود -به خانه می اوردم و به اتفاق دوستان ذهن گشنه خود را با بازیهایت سیر میکردیم آخ که چقدر دیالوگهایت میچسبید. حتی پس از 16 بار بغض ترکاندن به وقت فیلم هامون جای تو را خالی کردم یاوقتی فقط دود سیگار بود واشک و آژانس شیشه ای باز داشتم شاهکار پرستویی را با تو مقایسه میکردم.

در تصوراتم هیچگاه تغییر نکردی حتی وقتی خبرهای جعلی در مورد کارهای اقتصادی ات به ایران میرسید.حتی وقتی تاترهای کوچکی را بازی میکردی هنوز هم بزرگترین بودی .راستی آنوقتی  که کیارستمی تو را به روی صحنه جشنواره بزرگان کن دعوت کرد نمیدانی چقدر ذوق کردیم که ترس از تو نگفتن فرو خواهد نشست.تو و آن دوستانت جنتی عطایی ،منفرد زاده ،قنبری ،فرهاد وداریوش برای مایی که تشنه حرفهایی از جنس خودمان بودیم چشمه ای از اعتراض و ترانه بودید.

سالها قبل وقتی جواب نامه ام را با ایمیل پسرم موفق باشی دادی با اینکه کوتاه بود و مختصر فهمیدم نامه ام را (که کمی خشم وانتقاد نوجوانی در آن دیده میشد)خوانده ای.فهمیدم دوست داری بدانی اینجا چه خبر است.

بهروز عزیز اینجا امن وامان است طبق معمول ژیگولو ها روی جلد مجلات دلبری میکنند،داستان همه فیلمها مردهای دو زنه است و شریفی نیا مرد اول سینمای قحط الرجال ما شده.کندوی اسماعیل گله خدا بیامرز نه عسل دارد و نه زنبور.گاهی با رفیقت پرستویی و مش حسن انتظامی حالی میکنیم ولی دیگر نمیچسبد چون مزه سنگگ عوض شده دی وی دی جای نوار بتامکس را گرفته و ما عشق فیلم ها هم که بماند.زوارمان در رفته.

تا نامه ای دیگر خدا نگهدار

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم اردیبهشت 1387

اوا جاذبه تو هم؟

مدتی بود دو نفر از دوستان با تمام حرارت راجع به فواید حجامت صحبت میکردند و اینکه بعد از این عملیات متهورانه چه حس خوبی به انسان دست میده و سبک میشه .منم که کلا بصورت خفن انگیزناک دنبال حس خوب وسبک شدنم دو ماه با خودم کلنجار رفتم و بلاخره هوای نفس به من چیره شد و دیروز رفتم برای حجامت در یک کلینیک کاملا مجهز. بماند که چه بر ما گذشت که اصلا درد نداشت و مثل احساس (نیمدونم چه کنم) بود الان که در خدمت شما هستم از سبکی روی صندلی کامپیوتر ننشستم و مشکل عدیده ای با جاذبه پیدا کردم . از سبکی زیاد کفشهام رو در نمیارم چون پام اصلا به فرش نمیخوره و حس سوزش ناچیزی رو بین دو کتفم حس میکنم .خدایا این حس و حال خوب رو از من نگیر.

نمیدونم این رفیقای ما زیادی غلو میکنن یا ما اصلا تو باغ حس خوب وسبک شدن نیستیم.یکی از همین دوستان میگفت بابا بعد از بنزین زدن قرص مکمل بنزین بنداز توی باک ماشین پرواز میکنه ما هم که کنجکاو (فضول بهتره) قرص رو انداختیم و پرواز را تجربه کردیم البته به اتفاق امداد خودرو.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

نان آوران بی پول

-  اون مردی خوبه که در خونه رو موقع اومدن با ب.ا.س.ن.ش باز کنه......

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

شنبه سی و یکم فروردین 1387

تلخ

غروب دلگير جمعه گذرم افتاد به جايي كه كارتن خوابها در آن شب را به صبح ميرسانند.جايي به نام گرمخانه.مرداني خسته و غمگين منتظر اجازه ورود به سالني بودند كه فقط جايي بود براي در پناه بودن.انسانهايي كه شايد يكبار اشتباه در زندگي راهشان را به گرمخانه كج كرده بودبا نگاهی تهي چشم به در دوخته بودند. راستي چه اشتباهي تاوان اين زندگي است چه گناهي خانواده پيرمرد را از او گرفت وچه كاري آرزوهايش را دزديد  .

بين من و گرمخانه فقط يك اشتباه.بين تو و ديوانگي فقط يك ضربه مهلك در زندگي.بين فرار دختران تا او شايد يك هوس يك بوسه و شايد يك تعصب كبود.


جهت تغيير ذائقه:آلبوم جديد جواد يساري وارد بازار شد. به نظر من اگر قراره  هرچيزي اصلش خوب باشه مطمئنا جواد هم اصلش خوبه.
بخشي از ترانه اي به نام شك از شهيار قنبري

غريبه دشمن تو نيست!      رمال بيدل دشمنه

وقتي كه شلاق ميزنه          اون خودشه كه ميشكنه!!

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387

پشم

مشعل المپیک پکن از کشور عمان در گرمای ۴۰  درجه سانتیگراد توسط قهرمانهای  ملی آن کشور عبور داده شد و به کشور پاکستان رسید.

پ.ن :۱)ما بلاخره به سلامتی  از روی کره زمین محو شدیم. 

        ۲) شاید قهرمان های ملی ما وقت نداشتند از شورای شهر و مجلس و املاک رابینسون دبی تشریف ببرند برای به دست گرفتن مشعل   .

       ۳)از تمام عزیزانی که در پست قبلی به سایت رسمی من سر زدند و حرف بد شنیدند رسما عذر خواهی کرده و اعلام میدارد شلم شوربا در هیچ نقطه کشور شعبه نداردو فقط جهت حفظ روحیه نشاط و تندرستی در بین کاربران اینترنت شوخی کم رنگی با دوستان شد.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم فروردین 1387

ماه پشت ابر

با توجه به کنجکاوی قریب به اتفاق دوستان  در مورد اینکه من چه شکلی هستم و چطور وبلاگنویس شدم بر آن شدم که مجموعه کاملی از اطلاعات شخصی خود را در سایتی نچندان حرفه ای جمع اوری کنم لذا شما میتوانید به سایت شخصی و رسمی من در اینجا مراجعه نمایید و عکسها خاطرات و زنذگینامه من را ملاحظه نمایید..همیشه منتظر نظرات شما هستم.

                                        شلم شوربا                

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم فروردین 1387

2 جمله از بزرگان

۱)  میبخشم ولی فراموش نمیکنم.                                                ماندلا

 ۲) 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

DOWN WITH جیگرتو

بنده حدود  بیست و اندی سال است که در مراسم مختلف شعار  معروف مرگ بر آمریکا را با مشت بسته و خشمی که نشات گرفته از  کودتای 28 مرداد سال 1332 است که حتی پدرم نیز آنرا به خاطر نمی آورد سر میدهم .در تصوراتم عمو سام را اگر در جایی گیر بیاورم تکه بزرگه اش گوشش است حتی گاهی نیز به فکر تجاوز به این عمو میافتم تا مردانگی ایرانی خود را به جهانیان اثبات کرده باشم. ولی دیروز در پی  اینکه کدام یک از کاندیدا های ریاست جمهوری آن کشور مزخرف،در صورت انتخاب شدن به نفع کشور ما خواهد بود جستجو در مورد این کشور که مرگش را همواره از ایزد منان خواستار بودم در اینترنت آغاز کردم و به نتایجی رسیدم که بد نیست شما هم بدانید: این کشور کفر که دارای اندی (بدون کوروس)ایالت میباشد دارای قدرت وحشتناک اقتصادی است بطور مثال ایالت آلاباما قدرت اقتصادی برابر با کشور ما دارد و یا قدرت اقتصادی ایالت تگزاس برابر کشور برزیل است.3 ساعت اختلاف جغرافیایی شرقی ترین و غربی ترین نقطه اینکشور 300 میلیون نفری میباشد.
آنطور که در سایتهای نظامی رویت شد در حال حاضر تنها کشوری است که بدون استفاده از سلاح هسته ای قادر به نبرد همزمان با کشور های چین ،روسیه و اتحادیه اروپا میباشد که به احتمال بسیار میتواند در هر سه نبرد پیروز گردد.در جنگ عراق فقط 3.5 درصد قدرت جنگی خود را به نمایش گذاشته است.(راست و دروغش با منابع اینترنتی)
به ما نمیگفتن این بابا کیه ما میخواستم جر واجرش کنیم حالا که داره کم کم دوزاریمون میافته باید اعتراف کنم که فعلا میزنیم بغل تازه از آرنولد اینا نگفتم.
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پنجم فروردین 1387

نورزوتان نوروز.

زمانی مارلون براندو گفته بود ترجیح می‌دهد به جای اینکه در کلیسا باشد و به داشتنِ موتورسیکلت فکر کند؛ سوار بر موتورسیکلتی باشد و به کلیسا و خدا فکر کند.

من هنوز پیام تبریک نوروزی ریاست محترم جمهور را نتوانستم هضم کنم و ارتباط نوروز و مهدویت برای آدمی مثل من کمی ثقیل است ولی عیدتون مبارک عزیزان.پول جمع کنین یه موتور سیکلت واسم بخریم تا به این پیام بیشتر فکر کنم.
قسمتی از پیام آقای محمود احمدی نژاد:نوروز روز آماده شدن براي تحقق حاكميت الهي بر جهان است. همه سنت‌هاي نوروز و همه دستورات اسلامي و دستورات بزرگان ما درباره نوروز نشان‌ دهنده اين مكانت برجسته و والاي نوروز است. همه ما بايد نوروز را با همه خوبي‌هايش و پيام‌هايش كه خلاصه در يك پيام است و آن پيام انتظار و استقبال از بهار بشريت و خرمي دوران يعني حاكميت آخرين ولي خدا، منجي موعود است را گرامي بداريم.
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

اسمال بزن دسمال

هی میگم بادمجون دور قاب چیدن و مجیز گفتن و بقول لاتها دستمال یزدی پهن کردن اینقدرها چیز بدی نیست شما میگین ما  بلد نیستیم و با زور بازو نون در میازیم.همین کامران نجف زاده خودمون الهی قربونش بشم دیدین از بس به اصلاح طلبها تیکه انداخت و ناز جناح راست رو کشید به عنوان خبرنگار ۴ سال میره پاریس عشق و حال میکنه.شما هم با اونهمه سابقه در رسانه ها تا رشت هم بهتون ویزا نمیدن.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم اسفند 1386

جهان پهلوان REAL STATE

دیروز یکی از کانالهای ماهواره ای  ایرانی  تبلیغاتی از شرکت بنگاه ملکی ( نمنمنه REAL STATE ) پخش میکرد که مدال آور بزرگ ، غیور مرد خطه آذربایجان ، قهرمان قهرمانان ۳ دوره ایران ، جهان پهلوان حسین رضا زاده در آن با غبغبی وسیع ولبخندی زیبا من و تو را تشویق به سرمایه گذاری در کشور امارات متحده عربی مینمود. با صدای زیبا از ما درخواست میکرد که تا میتوانیم به عربهای بیچاره کمک کنیم تا کمی زندگی خود را مرفه تر کنند.

یاد داستانی از تختی افتادم که برای زلزله بویین زهرا چه کرد و چگونه در خاطره ها حک شد.راستی معیارها چقدر پایین آمده حتی پایینتر از کش تنبان . در روزگاری که ما در کمال تاسف در آن زاده شده و خواهیم مرد ،جهان پهلوان شدن مقدارمتنابهی زور میخواهد و شعوری در حد یک جانور دوزیست. 


۱- خواهش میکنم از شما عزیزان این بابا رو اسطوره نکنین این ببو گلابی حتی نمیفهمه کجا باید تبلیغات کنه.

۲- من به نمایندگی از خودم به عنوان تنها آذری زبان بی لهجه دنیا از کلیه کارهای این گنده بگ تبری میجویم.

۳- میخواستم مثل مجید مجیدی دکتر سروش را تکفیر کنم که بیخیال شدم.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386

نمایشنامه

محل نمایش پاساژمیلاد نور -شهرک غرب-تهران

زمان یه روز آخر هفته نزدیک عید

---وای چه دختر کوچولوی خوشگلی چه قدر نازه(به وجد آمده و اونقدر نزدیک شده که کودک خود را در بغل پدر فرو میبرد)

      (با انگشتان دست که کلی مانیکور و پدیکور ومقدار متنابهی نقاشی روی ناخن داردو میخواهد لپ دخترک را محکم بگیرد)(پدر با نگرانی به ناخنهای زن نگاه میکند ولی در ظاهر لبخند محوی بر صورت داردو کمی دخترک را به عقب میکشد)

---میشه ببوسمش آخه خیلی فسقلیه .آخ آخ چه تیپی هم زده پدر سوخته بی شرف.کفشای اسپرت پوشیده .فریبا فریبا بیا این جونور رو نیگا کن چقدر عسله.

---نمیشه ببوسینش .شما فقط اجازه دارین باباش رو ببوسن.میخواین همین الان هم میشه(بلند بلند میخندد)

---واه واه چه پر رو .این بچه مطمئنم به مامانش رفته .اصلا هم شبیه تو نیست بیریخت.

---دخترم بزرگ شدی از اینا نشیا. به اینا میگن دیوونه (پدر روی دخترک را ارام میبوسد و لبخند زنان قدم میزند)

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم اسفند 1386

خرید عید

وای نمیدونی تو حراجی یه پارچه چادری مشکی  ساده دیدم خیلی قشنگه فردا بیا بریم بخریم . خدا کنه نفروخته باشن. 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

کریم پوست کلفت

تحقيقات ژنتيكي جديد مي گويد كريستوفر كلمب سيفيليس را از دنياي جديد (آمريكا) به دنياي قديم (اروپا) گسترش داده است.قبلا هم مشخص شده بود كه اولين اپيدمي سيفيليس در سال 1495 همزمان با بازگشت كلمب و افرادش از آمريكا به اروپا رخ داده است.:::::سيفيليس يك بيماري منتقله از راه جنسيست كه عاملش باكتري ترپونما پاليدوم مي باشد.نفهمیدیم این بابا اسمش کریستوف کلمب بود یا چی؟

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386

جای سوال

پشت چراغ قرمز وقتی توی ماشین هستین به راننده ها نگاه کنین. چی میبینین.من تنها چیزی که برام همیشه جای سوال بوده این بوده که چرا تعداد آقایونی که در نگاه اول انگشتشون تا بند آخر تو دماغشونه اینقدر زیاد شده. مشکلات اقتصادیه؟ مشکلات زناشوئیه؟ مشکلات جسمانیه؟مشکلات عقلانیه؟ چیه این دماغ که هی در اون به کندوکاو مشغولند.حال ما رو هم که دماغمون سوراخ نداره بهم میزنن.

 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پانزدهم بهمن 1386

سوژه احمقانه این هفته

Boogh
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم بهمن 1386

انگلیسی هم انگلیسی های قدیم

Image and video hosting by TinyPic
  ‌BADY IS HAMOON PAREYE TANE BE JOONE SHOMA
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم بهمن 1386

قالب

برهنگی ذهنم را

در اقیانوس چشمانت غوطه خواهم داد

به گمانم عکسم را خواهی دید

 بی واهمه سرود سرخوشی خواهیم خواند

و فریاد خواهم زد

آری من وبلاگنویسم

تنها پردرد عاشق

                                                 (زمستان 86 تهران)طرحی نپخته در میانه روزمرگی و دودرگی

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

توقع

 ابری همیشه گریان

تاری همیشه نالان

یاری همیشه خندان

                                امشب مرا همین بس

 

اندیشه های پاکی

غمهای سینه چاکی

با شعرهای خاکی

                                امشب مرا همین بس

بوی صمیمی خاک

خاکستری افلاک

با گونه های نمناک

                                امشب مرا همین بس

در خویش پرکشیدن

از خویش وارهیدن

جز او کسی ندیدن

                                امشب مرا همین بس

با می ترنمی باز

امشب دوباره پرواز

فریاد،شعر،آواز

                                امشب مرا همین بس

یارب صدای خواهش

درکوچه نیایش

بغضی نشان سازش

                                امشب مرا همین بس

از تو عطش نمانم

جز تو دگر نخوانم

چون با توام ندانم

                                امشب مرا همین بس

.......................................................

امشب مرا همین بس

امشب که با تو هستم

امشب که گریه دارد بر چشم ناز شستی

امشب که راه خفتن

کج شد به راه مستی

امشب حدیث بغض است

مهتاب و باد و نجوا

موج و صدای دریا

امشب قسم به چشمت

سوگند بر طبیعت

امشب قسم به نامت

امشب که یادت هستم

امشب مرا همین بس.

 

                                                                     12/1/73 تبریز

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و سوم دی 1386

عشق

من قاطی کردم یا من قاطی کردم؟

 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم دی 1386

بدرد نخور

صف شیر

صف شیر .تهران.


 


َعکس منتشر نشده از گلاب آدینه در نوجوانی

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

شنبه پانزدهم دی 1386

دعای امروز

دوستی دعایی کرد که به دلم نشست و تقدیم شما دوستان عزیز         

خنده ات از ته دل          گریه ات از سر شوق


امروز فهمیدم که بزرگ شدم .قبلتر از این وقتی سرما میخوردم دستمال کاغذی را جلوی بینی میگرفتم و گلاب به روتون فین میکردم میشد تا سه بار دیگه از این دستمال کاغذی استفاده کرد ولی حالا یه بار که این اتفاق میافته باید برم دستام رو بشورم و پیراهنم را عوض کنم.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم دی 1386

فرهنگ مهتابي

عليا حضرت مخدره بانو مهتاب در آينه كه بهتر بود مهتاب در اينترنت  مي بود(چون از بس جلوي مانيتوره فرصت نميكنه به آينه نگاه بياندازد) پستي مرقوم نمودند در مغزداني خود كه از قديم از سال ۸۴ نبش قبر نموده و دوستان زنده مرده و نيمه جان خويشتن را به اين پست وارد نمودند يادي شد نوستالژيكوارانه از اهل قبور از دوستاني كه هستند ولي وبلاگ نويسي را ترك نموده اند يا نيستند ولي وبلگ مينويسند ولي  مارا چيزي به قلم آمد در باب فرهنگ صله رحم و روابط وبلاگي .بايد به استحضار دوستان برسانم كه اولا لزومي ندارد كه فقط به كساني سر بزنيم كه براي ما نظري در اونجا ميگذارند وديگراني را كه لينكيديم و اكنون حالي و مجالي براي ابراز وجود ندارند فراموش كنيم.ثانيا اين را بايد به عنوان يك اصل بپذيريم كه هرگاه با عده اي از افراد لينكداني به كوه و كمر رفتيم لازم نيست كه آنرا با عكس آبگوشتي كه ميل نموديم در پستي بگماريم تا ماتحت برخي از خوانندگان را به جز و وليز بيافكنيم كه گاه اين آتش خانمان سوز است.من چند بار خانمان سوخت.ثالثا بهتر است در هنگام لينك كردن اطلاع دهيم شايد دموكراسي بدين وسيله نهادينه گرددو افردي چون جورج بوش پسر اين قدر در خصوص آن زحمات بي دريغ انجام ندهند

رابعا خامسا سادسا را شما بگين ما عقلمون قد نميده......


در ضمن در مورد پست قبلي بايد به حضور انورتان عرض كنم كه اگه اين تصميم را داشته باشيد كه شاگرد زرنگ مدرسه تنبلها باشيد مطمئنا به همين زودي به جايي خواهيد رسيد ولي شاگرد تنبل مدرسه زرنگها عين يه فوق ديپلم ادبيات در سازمان انرژي هسته اي است كه بايد خواب مديريت بخشي را ببيند البته فوق ديپلم فيزيك در فرهنگستان زبان هم شامل اين مثل ميگردد.
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم دی 1386

مدرسه

شما دوست دارید شاگرد زرنگ مدرسه تنبلها باشید یا شاگرد تنبل مدرسه زرنگها؟پاسخ به این سوال میتواند بسیاری از موارد شخصیتی شما را مشخص نماید . بعدا میگم.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم دی 1386

رنگارنگ

 ما نفهمیدیم این نوشابه کانادا یا فانتا را موقع خرید به چه نامی صدا کنیم یکی میگه نوشابه زرد میخوام بعضی از هم ولایتی های محترم میگن نوشابه قرمز حتی به یکی گفتن کوکا میخوای یا کانادا گفت یاکانادا . بگذریم چند روز پیش در یکی از شهرک های خیلی باکلاس تهران رفتم نوشابه بخرم گفت مشکی میخوای یا صورتی؟گفتم حاجی زرد و قرمز میگفتی باز میگفتم غلط مصطلح ولی خداییش صورتی خیلی ضایع است.گفت ما میگیم صورتی میخوای نخری چرا گیر میدی.ماهم نوشابه صورتی را خریدیم و گفتیم پدر این کور رنگی بسوزه که بسوزه. پلنگ صورتی هم گویا نارنجی بوده ها !! به این نکته توجه خاص مبذول فرمایید.

 

 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386

عادت

با توجه به اعتراض برخی از دوستان عزیز در خصوص قالب جدیدی که گذاشته بودم که تلفنی یا با کامنت آنرا عنوان کردند و با توجه به احترامی که برای دوستی ها چه اینترنتی و چه اونترنتی  قائل هستم دوباره شلم شوربا را با همان لباس کهنه قدیمی مشاهده میکنید.

قالب قبلی که تغییر کرد خیلی شیک بود و با سیاستهای کلی ما به عنوان یک شلم شوربای واقعی منافات داشت.راستی عید قربان را به تمامی گوسفندان گرامی تسلیت عرض مینمایم امید است که خداوند به بازماندگان گوشت فراوان  و نرم کم چرب عطا نماید. تا بعد....

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   •