تبليغاتX
وبلاگ شلم شووربا

سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386

لجن

 به نظر من کارمند ها شبیه  ماهی های آکواریوم هستندکه همیشه چشمشان به آسمان است که دستی غذایی برای آنها بیاندازد.در این آکواریوم میتوان مثل یک ماهی گیاهخوار (بطور مثال گوپی) باشیم و از غذایی که میریزند با رضایت کامل دهان را تکان دهیم و حتی با حبابهای هوا هم کیف کنیم . میتوانیم  مثل یک ماهی گوشتخوار (بطور مثال آروانا  یا پنگوسی ) باشیم که گاهی از دیر شدن غذا به انگشت های ولی نعمت خود حمله میکنند و در صورت فراموشی ولی نعمت از ریختن غذا همدیگر را نوش جان میکنند.ویامیتوانیم نظیر  ماهی لجن خوار مفید و بی ادعا   از فضولات دیگران استفاده نماییم.

اما من دوست دارم   دستی باشم که برای ماهی ها غذا میریزد و  برای رسیدن به این هدف نیاز به تخصص و  دانش ندارم باید یک کت شلوار خاکستری با یک ته ریش مرتب نشده داشته باشم. همین .

 این حس وقتی به من دست داد که برای یک تحقیق  مدیریتی در سازمان ، نظر سنجی بسیار ساده ای انجام دادم    و صحنه های کریه و چندش آوری از شخصیت افراد را به چشم دیدم.مدیران بی سواد  و کارمندان ترسو و دستمال بدست.چقدر دلم میخواست شیشه این آکواریوم میشکست و همه این ماهی ها جان میدادند..

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386

وهم و تحقیق

رندان سلامت مي کنند جان را غلامت مي کنند  

مستي ز جامت مي کنند مستان سلامت مي کنند

 - سابببببببببولیک  داش شلم خودمون.چاکرات.بزن زنگو

 

تحقیقی در مورد نامگذاری فرزند

میخواهید در آینده به اروپا و امریکا سفر کنید.از همین حالا به فکر نامگذاری بچه نیامدتان باشید چون جزو سخت ترین کارهای دنیاست.بطور مثال شلم که نام کوچک این حقیر است با کسره نوعی بازی کثیف و دور از شان ایرانی هاست که با ورق بازی میشود و خواننده گرامی من اصلا نمیداند این بازی چگونه انجام میگردد.آمار وبلاگ ما هم به لطف این نام با جستجوی اجانب در گوگل همینطوری در حال بالا رفتن است
اگر در هنگام انتخاب اسم برای فرزند به معنی یا تلفظ آن در زبان کشوری که دارید به آن مهاجرت می کنید دقت کنید، از عمری دردسر و گرفتاری و اعصاب خردی نجات پیدا می کنید و فرزندتان از اسمش و از شما که زحمت انتخابش را کشیده اید شاکی نخواهد شد! البته این درنهایت صرفا یک پیشنهاد است و تصمیم گیرنده نهایی شما هستید.در مورد  نام من هم هر کس کامنت بذاره جون شلم عاقش میکنم.


موارد شدید در اسامی قابل ثبت در سازمان ثبت احوال:

خسرو - با توجه به اینکه (خ) را (ک) تلفظ می کنند و (ر) را (ق) می شود شبیه ک...خ...

آرش یا ارشیا یا ارشان – عبارت Arsh در زبان آلمانی معنای ماتحت (کو...) می دهد و طبعا ساختن هر کلمه ای با آن اسباب خنده بقیه می شود. مشابه همین وضعیت برای نام آلمانی Koehn وجود دارد که تلفظ می شود (کو...) با غلظت روی (و).

مانیا – مشابه Mania به معنای جنون

گیو – مشابه Give (خودتان به لغت نامه رجوع کنید!)

ارس یا ارسا یا ارسلان – لغت Arse در انگلیسی معادل Arsh در آلمانی است. بقیه اش را خودتان حدس بزنید.

برفین – لغت Barf به معنای استفراغ و بالاآوردن است.

لیث – مشابه Lace به معنای شپش.

وجیهه – مشابه Vagina تلفظ می شود (خودتان به لغت نامه رجوع کنید!)

موارد خفیف:

نگار – شبیه Nigger تلفظ می شود به معنای کاکاسیا و لقب تحقیر آمیزی است که علیه سیاهپوستان بکار می رود.

خشایار – مشابه Cashier یعنی صندوق دار تلفظ می شود.

مانی - مشابه Money یعنی پول

آرین – بخاطر داشتن لغت آریایی و آریا، می تواند بچه را مورد اذیت و آزار یهودیان در مدرسه قرار بدهد.

تانیش – مشابه Tannish به معنای آفتاب سوخته است

راد – مشابه Rod به معنای میله (در موارد عامیانه بعنوان آلت تناسلی مذکر هم بکار می رود).

رام – مشابه Rum (مشروب بومی آمریکای مرکزی)

ولی – مشابه Valley به معنای دره.

ضمنا (ه) وسط اسم، مثل سهراب و مهرام و بهزاد و ... را نمی توانند تلفظ کنند و همه اش را به هم می چسبانند و اسم تبدیل می شود به چیز دیگری، مثل سورب، مرم، یا بزد!

و البته بدترین موردی که ما پیدا کردیم:

پوپک (که مشابه Poo Pack در انگلیسی تلفظ می شود) و در معنا یعنی قوطی گه (!)

درپایان باز یادآور می شود که نام ها معرفی شده صرفا برای روشن تر شدن مطلب بکار رفته اند و قصد توهین به هیچ شخص حقیقی یا حقوقی وجود نداشته.میخواستم در مورد اسامی نظیر دامون    مهتاب    حجم سبز  سنگ صبور  شباهنگ و دیگر دوستان میخواستم تلفظ انگلیسی را بنویسم که متاسفانه فرصت نشد.انشا اله ما را خواهند بخشید.

 

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386

آلزایمر

 دلم میخواهد الزایمر بگیرم
که لبریز از فراموشی بمیرم

دلم خواهد ندانم در چه حال ام
کجایم، در چه تاریخ و چه سال ام

نخواهم حافظه چندان بپاید
که تاریخ و رقم یادم بیاید

به تاریخ هزار و سیصد و کی؟
بریدند از نیستان ناله زن نی؟

به تاریخ هزار و سیصد و چند؟
ز لب هامان تبسم رفت و لبخند؟

نخواهم سال ها را با شماره
که میسازم به ایما و اشاره

به سال یکهزار و سیصد و غم
اصول سرنوشتم شد فراهم

به سال یکهزار و سیصد و درد
مرا آینده سوی خود صدا کرد

گمانم در هزار و سیصد و هیچ
شدم پویای راه پیچ در پیچ

ندانم در هزار و سیصد و پوچ
به چه امید کردم از وطن کوچ

نمیخواهم به یاد آرم چه ها شد
که پی در پی وطن غرق بلا شد

چگونه در هزار و سیصد و نفت
خودم دیدم که جانم از بدن رفت

گرسنه بود ملت بر سر گنج
به سال یکهزار و سیصد و رنج

چه سالی رفت ملت در ته چاه
به تاریخ هزار و سیصد و شاه

به سال یکهزار و سیصد و دق
چه شد؟ تبعید شد دکتر مصدق

به تاریخ هزار و سیصد و زور
همه اسباب استبداد شد جور

به تاریخ هزار و سیصد و جهل
فریب ملتی آسان شد و سهل

به سال یکهزار و سیصد و باد
خودم توی خیابان میزدم داد

دلم خواهد فراموشی بگیرم
که در آفاق الزایمر بمیرم

بطوری گم کنم سررشته خویش
که یادی ناورم از کشته خویش

نه بشناسم هلال ماه نو را
نه خاطر آورم وقت درو را

منبع:http://www.asgharagha.com

یکی از دوستان هم نظری دادند در مورد این شعر که خواندنش خالی از لطف نیست.حیف که لینکی از این دوست نداشتم  و ایشان مجهول الهویه تشریف دارند.

منم میخوام که آلزایمر بگیرم
که لبریز از فراموشی بمیرم
ندانم در هزار و سیصدو زر
یکی تر زد به اشعار معاصر

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386

روایتی دیگر

اینگونه روایت کنند که سالخورده مومنه ای بمرد و شبی به خواب فرزند  شد.فرزند پرسید که پس از عمری که مشغول گذراندن واجبات و مستحبات بودی و اکنون  در بهشتی مادرم چرا رنگ به رخساره نداری و چنین راه میروی ؟مومنه با ناراحتی  پاسخ گفت که پس از آنهمه ریاضت وعبادت در آن دنیا حدودا ۲ ماه است که در این خراب شده بهشت به من حکم  گشته که به شغل حوریان درآیم و از همان  آغاز به کاردیگر فرصت نشده  شلوارم را بالا بکشم. فرزند تو نیز جای من بودی همینگونه میبودی.

تذکره الشوربا


 قصه علیمردان را دوستانی که دهه ۶۰ را در جنگ بمباران و پناهگاه کودکی کرده اند حتما بیاد دارند.سالهای بدی که پر از فاجعه بود.داستانی شیرین با لهجه زیبا و اجرایی در حد شهر قصه.و چقدر با این داستان و داستانهای اینچنینی در اوج کمبود فیلم و کارتون  میخندیدیم که صدایمان آژیر های قرمز را محو میکرد.چه بدبختیها که نکشیدیم.

  علیمردان خان قسمت اول

علیمردان خان قسمت دوم

علیمردان خان قسمت سوم  

منبع:آونگ خاطره ها  

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم خرداد 1386

شیفته

هنر نزد ایرانیان است و بس

ما به خاطر این خودشیفتگی تاریخی همیشه درجا میزنیم.حس تاریخی ما ایرانی ها باعث شده که زیاد در قید یادگرفتن نباشیم .جملات ریاست جمهوری فعلی و سابق کشور همه بر حول محور خودشیفتگی و احساس منجی بودن میچرخند.احساس نجات بشریت نجات اسلام نجات فلسطین و لبنان از این قبیل احساساتی است که باعث این گشته که دیگران در مورد ما نظر خوبی نداشته باشند.از یکشنبه هفته گذشته تا امروز تمام سایت های خبری از شمارش معکوس نابودی اسرائیل در سخنرانی محمود احمدی نژاد مینویسند و ما مجبوریم بخوانیم و گوش کنیم و به این جملات که صلاحدید کشور در آن موج میزند سر تکان دهیم.کاش هنر نزد ایرانیان نبود و ما می آموختیم که در بازی این روزگار هنرمند کسی است که ......

در این یکماه اخیر هر مطلبی که مینویسم به نظرم همه بهتر از من میدانند.و زیره به کرمان بردن است و بس.


یک استتار واقعی

خبری خوشحال کننده برای بعضی ها: رابرت دنیرو کارگردانی فیلمی بر اساس زندگی خواننده مشهور گروه کویین (فردی مرکوری فقید) را آغاز کرده با بازی جانی دپ در نقش این خواننده بزرگ.  من منتظرم وامیدوار که فیلمی شبیه the wall و the dorrs را در آینده نچندان دور ببینم.


نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم خرداد 1386

مفید و کاربردی

  جهت عبور از فیلترینگ لطفا فایر فاکس را نصب کنید و سپس اینجا را کلیک کنید تا برنامه ای به حجم ۱۱mbدانلود شود این برنامه را نصب کنید و از کار خود لذت ببرید


نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم خرداد 1386

شب شیشه ای

 در روز چهارشنبه مورخ ۹/۳/۱۳۸۶سخنان وزیر کشور در خصوص ترویج ازدواج موقت در سطح کشور در کلیه رسانه ها بازتاب گسترده ای داشت و بسیاری از دوستان اهل قلم در این زمینه به دفاع و یا نقد پرداختند . در مورد این بحث وتبدیل روابط احساسی به مسائل جنسـ..  نیازی به روده درازی این حقیر نیست (چون ما پیش شما شاگردیم) ولی سوالی در ذهن من نقش بست و آن این بود  که اگر یکی از بستگان نزدیک جناب وزیر،صیغه یک آقای محترم گردد وزیر کشور عزیز ما ، دودمان صیغه کننده را به باد نخواهد داد؟

 و آیا در مشکلات روانی جامعه( که گاه نظیر پخش بسیار گسترده فیلم یک هنرپیشه و کنجکاوی جمعی آحاد ملت سر باز مینماید) نیازی به تفکرات جامعه شناختی و روانشناسی از جانب ایشان و دیگر مسئولین دلسوز احساس نمیگردد؟و راه برطرف نمودن اینگونه امیال ازدواج موقت است؟

و آیا به نظر شما خواننده محترم اگر بر فرض محال شخصی از شما درخواست صیغه چند ساعته و چند روزه کند شما قبول خواهید نمود؟ 

شماره ۱ بله/شماره ۲ خیر/شماره۳ بستگی دارد.

به شماره ۳۰۰۰۰۵۵به برنامه خودتون پیام کوتاه بفرستید  . و در آخر برنامه حتما آمار را اعلام خواهیم نمود. منو رها کن از این فکر تنهایی .....


احکام ازدواج موقت در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم خرداد 1386

حداقل

1)یارب در این دنیای خاکی که آفریدی ،ایکاش حداقل جنیفر لوپز بودم .دیگر نیازی نبود هر روز به دنبال این پول لعنتی  از صبح به این مونیتور مسخره زل بزنم و هی چک کنم که چه کسی چه سایتی را میبیند و چقدر دانلود کرده است. دیگر صبح شنبه سیر سیر میخوابیدم و به ریش تمام عالم هرو هر میخندیدم .(هر چند ماه یک بار دمم را تکون میدادم و کلی پول در میاوردم.حیف که باسـ........)         

 دعای روز شنبه قبل از کار سوزانه


 ۲)یک داستان واقعی برای شما معتادان اینترنت در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم خرداد 1386

گلاب

امروز وسط کار یهو یاد سالهای دور دبیرستان افتادم.آدم باید دیوانه باشه که بعد از یک دعوای جانانه  در صبح دل انگیز بهاری با یک مدیر بی عرضه و ترسو یاد همچین چیزی بیافته.بگذریم.

سال  سوم دبیرستان  در سال تحصیلی ۱۳۶۹ تموم شده بود و من منتظر گرفتن کارنامه بودم.میدونستم امسال بدلیل مشکلات زیادی که داشتم سال موفقی نبود ولی هی به خودم امید میدادم.خانواده به مسافرت رفته بودند و من تنها ماندم.کارنامه را   با ترس و لرز از دست یکی از بیشعور ترین معاونین دبیرستان گرفتم و وای. برای اولین و آخرین بار تجدیدی آورده بودم.(به قول ما آذری ها خودشم مکانیک و خودشم با نمره ۳).با دیدن این تجدیدی دنیا رو سرم خراب شد .من بدلیل اینکه مادرم دبیر بود خودشم از نوع بیرحم در زمینه نمره دادن و فوق العاده با جذبه و دیسیپلین ااصولا نمره هام بد نبود. ناراحتی بی حد مادرم و نصیحتهای پدرم وقتی از سفر برگردند باعث وحشتم شده بود.تصمیم گرفتم خودکشی کنم. (قربتااللاه)       برای همین غروب با شکم خالی تمام قرص ها و شربتهای توی یخچال  را خوردم.منتظر شدم ببینم اثر میکنه یا نه ؟یه نامه هم نوشتم و در همون عالم خودشم خریت،  ارث و میراثم را کلا تقسیم کردم (مداد ،خودکار،کتاب و...)و دراز کشیدم. قلبم شروع کرد به طپش .به حدی قلبم محکم و تند میزد که وحشت سر تا پام را فرا گرفت .عرق  تمام بدنم را خیس کرده بود داشتم میمردم و به گه خوری دور از حضور جمع افتاده بودم .بلند شدم که آب بخورم(احتمالا از سر بریدن گوسفند ها اینو یاد گرفته بودم)سرم گیج رفت و خوردم زمین .خودم را کشان کشان به طرف دستشوییرساندم و تونستم آب به سر و صورتم بزنم و بعد از اون گلاب به روتون.دیگه نفهمیدم چی شد که فردا شبش از خواب بیدار شدم و دیدم گوشه دستشویی  روی همون گلاب ها افتادم. و از اون به بعد حتی یک لحظه هم به اینکه خودم را خودشم خودکشی بشم نیافتادم.گلاب پاش را هم هر وقت میبینم میگرخم.

اینهمه حرف را زدم که به موضوعی اشاره کنم ولی رفتیم تو مایه های تگری و گلاب و ۶۹و ....


این خاطره را برای حتی صمیمی ترین دوستام تعریف نکردم که برام دست نگیرند.شما هم جنبه داشته باشین بد نیست.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم خرداد 1386

لینکهای هفتگی


تجربه خطرناک ،طولانی و واقعی یک گروه.

کار این گروه به نظر من خیلی جالب بود. شما هم حوصله کنید ومتن را کامل بخوانید نظرتان احتمالا همین خواهد بود. به ادامه مطلب رجوع شود.


نظر مردم استرالیا در مورد ایران
معرفی یک کتاب

ادامه مطلب
نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

شنبه پنجم خرداد 1386

بد آموزی های حاج شلم

  وصیت میکنم هیچگاه سعی نکنید که همسر خود راطلاق دهید واگرلازم شد که طلاق  دهید به این موضوع کاملا اصولی نگاه کنیدو از ریشه  طلاق بدهیدواز بیخ و بن بزنید.رحم نکنید.مهریه حق زن نیست.جهیزیه را هم بکشید بالا حالش را ببرید.سادگی نکنید .نفقه شامل هیچ زنی نمیشود حتی مادرتان و هیچکس بیشتر از شما حق ازدواج مجدد را ندارد حتی پدر ژپتوی پیرتان.همیشه به فکر خودتان باشید.این خصلت مردانه تنها برازنده  شماست بنابراین کتک بزنید عربده بکشید و بشقاب بشکنید. و بدانید خداوند مردان اینگونه را بسیار دوستتر دارد  .            (از کتاب تخیلات یک زن ذلیل مافنگی)


چگونه نام همسر اول را از شناسنامه حذف كنيم؟

خبرگزاري فارس: معاون حقوقي و سجلي سازمان ثبت احوال كشور گفت: در صورتي كه فردي براي بار دوم ازدواج كند، مي‌توا‌ند اسم همسر مطلقه خود را كه با وي زندگي هم كرده است، ظرف مدت يك هفته تا 10 روز از شناسنامه خود خارج كند.

 

سعيد عبودي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس در پاسخ به اين پرسش كه اگر فردي براي بار دوم ازدواج كند، چگونه مي‌تواند اسم همسر اول خود را از شناسنامه‌اش خارج كند؟ گفت: ثبت احوال قانوناً موظف است، آخرين سابقه ازدواج و طلاق افراد را در شناسنامه درج كند.
معاون حقوقي و سجلي سازمان ثبت احوال كشور ادامه داد: فرد بعد از ازدواج دوم مي‌تواند به ثبت احوال محل سكونت خود مراجعه و تقاضاي حذف اسم همسر سابق خود (‌كه با وي زندگي هم كرده است)، را از شناسنامه‌اش ارائه كند.
وي خاطرنشان كرد: اگر محل سكونت فرد با محل صدور شناسنامه‌اش يكي باشد، يك هفته تا 10 روز بيش‌تر زمان براي حذف اسم همسر اول لازم نيست‌ ولي اگر محل صدور شناسنامه شهرستان ديگري باشد، زمان بيش‌تري صرف خواهد شد.


نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم خرداد 1386

ویزای کل دنیا

امروز خیلی خوب صبح را آغاز کردم.دیشب قرار شد که همه چیز را بفروشیم و به اتفاق همه خانواده بریم آدلاید زندگی کنیم .(همونجایی که لوسی می در کارتون مهاجران زندگی میکرد).ویزای اقامت و کار هم توسط پسرخاله ام درست شده.همش دیشب در فکر آقای الهام بودم و اینکه از این به بعد تناقضات گفتارش با تصمیمات بدنه دولت را دیگه نمی شنوم و حرص نمیخورم.آدلاید اینجور که میگن جای قشنگیه .همین دیشب تصمیم گرفتم یه نوت بوک عالی هم بخرم که اگر شد به وبلاگ نویسی ادامه بدم شاید برای همه دوستام هم دعوتنامه بفرستم بلکه اونجا همدیگر را ببینیم.به همه چی فکر کردم به گوسفند های مرینوس به دولت به آهنگ مهاجران حتی به اینکه بازتاب را اونجا بدون فیلتر شکن باز میکنم قیافه ام با اون لبخند مسخره که مثل لبخند افرادی شده بود که موقع چت کردن  در محل کار یه موضوع خنده دار را تعریف میکنند سوژه شده بود.به اینکه مطالب وبلاگم شاید بدرد استرالیا نخوره .حتی داشتم به کار دوم در اونجا فکر میکردم.دیشب خواب خوبی کردم .من هر وقت کم غذا میخورم از این خوابهای قشنگ میبینم و صبح شنگول شنگولم.شما هم کم غذا بخورید اینجوری صبح خوبی را آغاز میکنید. راستی من که پسر خاله ندارم.

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یکم خرداد 1386

نفرین نامه

 صد دفعه گفتم نرو با دیگری           عشق منو اینقدر نگیر سرسری

رفتی و حرف منو گوش نکردی             بری که الهی دیگه بر نگردی

 

میدونم خیلی بیخود بود تشویقم کنین پست بعدی بهتر میشم.شلم عقده ای

                                                                                                  

نوشته شده توسط شلم شووربا در |  لینک ثابت   • 
 
mowj.ir