شنبه سی ام تیر 1386
پرشین بلاگ آزاد باید گردد
امروز اصلا حال خوبی ندارم .فحشم گرفته و دلم برای رفیقان پرشین بلاگی تنگ شده .این هکر های MOTHER FUCKER ( از کلیه خوانندگان با خانواده عذر میخوام)بد جوری ما را از این دوستان جدا کرده اند. شده ام مثل گوسفندی که از آخور دور شده یا مثل کانگرویی که هر چه نگاه میکند اسکیپی رادر کیسه اش نمی بیند . یا مثل بل که سباستین را در کوهستان میجوید .
(ما جدیدا به خودمان فحش میدهیم که اگه یکبار خدای ناخواسته مادر شخصی بلااخص هکری را جلوی چشمش آوردیم تعجب نکنید).
ولی امروز مطالب جالبی در خصوص دوستانی که میخواهند وبلاگ بزنند و ناشناس بمانند برایتان گذاشته ام که امید است مقبول کسانی که میخواهند عکس دختران نگون بخت 15 ،16 ساله را در وبلاگ بگذارند و یا به مسئولی فحش ناموس دهند بیافتد . ولی مطمئن باشید که گیر افتادن همان و غلط کردن همان.باز هم از با خانواده ها و بی خانواده ها عذر میخوام .امروز میدونم بد دهن شده ام ولی شما هم جای من بودید و اینهمه فرزندانتان را از شما دریغ میکردند همینگونه میشدید.کمپین آزادی پرشین بلاگ با یک میلیون امضا از فردا راه خواهد افتاد به اونها بپیوندید و دست از سر ما بکشید.
هنگامی که کسی تلاش میکند به صورت ناشناس وبلاگ بنویسد از دو طریق ممکن است گیر بیفتد.
-
اول اینکه هویت خویش را از طریق محتوای که منتشر میکند فاش کند برای مبارزه با این نوع افشا هویت میتوان مقاله موسسه فرانتیر با عنوان ” چگونه ایمن وبلاگ بنویسیم ” راهنمای بسیار عالی در زمینه چگونگی اجتناب از افشای هویت خود دربر دارد .
-
دومین راهی که ممکن است ما شناخته شویم از طریق تعیین هویت ما بوسیله اطلاعاتی است که مرورگر های وب و یا برنامه های مدیریت ایمیل بدست میدهند......
توضیح :این نوشتار یک راهنمای فوق سریع (URD) برای وبلاگ نویسی به صورت ناشناس است. رهیافت اصلی متن برای کسانی که در پی رمزنگاری و فعالیتهای ضد امنیتی و اطلاعاتی هستند ، اشخاصی که نگران امنیت خویش می باشند است.............
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
شهر نو
در تصورات بسیاری از ما که نسل پس از انقلاب بشمار می آییم محله های شهر نو ،جمشیدو خیابان لاله زار در تهران همیشه نقطه ابهام بوده است.دیدن وضعیت آن زمان شهر نو (که اکنون به پارکی بسیار زیبا تبدیل گشته که گاهی زن پیر سیگار فروشی را در آن میتوان مشاهده کرد که نوع بزک او شاید یاد آور دلربایی های دوران جوانی اش و سکونتش در این محله نکبت بار بوده است )مطمئنا برای همه ما خالی از لطف نیست .اما به این بهانه خواستم یادی کنیم از نابغه هنر عکاسی ایران که سالیان سال خواهد گذشت و چنین مردی در ایران متولد نخواهد شد.منظورم کاوه گلستان فقید است.تمامی عکسهای لینک شده هنر او را در به تصویر کشیدن حقایق نشان خواهد داد و آن سیلی سنگین واقعیت بر چهره ما نقش خواهد بست و مات و مبهوت به آن فکر خواهیم کرد. یادش همواره گرامی.
دیدن بقیه عکسها |
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386
تجاوزات مطبوعاتی
اخبار شبانگاهی:مردم ایران تجاوز اشغالگران عراق را فردا.......
روزنامه شرق:تجاوز به حریم دیگران و سلب آسایش......
روزنامه اعتماد ملی:تجاوز به آبهای نیلگون خلیج فارس پیامد های وخیمی برای...
روزنامه ایران: مرد متجاوز پس از درگیری با صاحبخانه .......
مقالات ادبی: تجاوز بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان
نکته کنکوری :کاش هیچکس به هیچ جا تجاوز نمیشد.
گفتی که: می بوسم تو را، گفتم: تمنا می کنم
گفتی: اگر بيند کسی، گفتم: که حاشا می کنم
گفتی: ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در
گفتم: که با افسون گری او را ز سر وا می کنم
گفتی: چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام
گفتم: که من خود را در او عريان تماشا می کنم
گفتی: اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو؟ا
گفتم: که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی: اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم؟ا
گفتم: ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم
سیمین بهبهانی
جمعه بیست و دوم تیر 1386
mp3 player
باید اعتراف کنم که مشکل ذهنی بوجود آمده برای من که بیست سال است امانم را بریده گویا درمانی ندارد.این مشکل به نام کرم ذهن نیز معروف است .کرم ذهن بیماری نیست یک معضل مغزی است که شاید شما نیز دچار آن باشید و ندانید.بطور مثال من دیروز در تمام مدتی که کار میکردم یک کلمه نیز بصورت موزیک متن در ذهنم تکرار میشد روکه سانتاکروز.در صورتیکه این کلمه را در پخش یک مسابقه فوتبال امریکای جنوبی ۳ هفته پیش شنیده بودم.یا اینکه در روز بعدترانه ای از شهرام کاشانی که اصلا علاقه ای به شنیدنش ندارم و حتی یک قسمت از آنرا حفظ نکرده ام در ذهنم با استریو کامل و باس پر قدرت مدام در حال پخش است.یا اتفاق ناخوشایند قدیمی ذهنم را آزار میدهد .نمیدانم چگونه باید ذهنم را فورمت کنم و سیستم عامل جدید دوزبانه ترکی فارسی را نصب کنم. کار ،آیین های مذهبی ، ورزش،هنر و هرچیز دیگری که آرامش ذهنی بوجود میآورد نیز نتوانسته این مشکل را حل نماید تصمیم گرفته ام مخفیانه هیپنوتیزم را امتحان کنم.شما هم فکر کنید شاید شما هم این معضل را در ذهنتان یافتید.آدرس یک مدیوم یا یکی که از اینجور کارها میکند را هم داشته باشید برایم ایمیل کنید.همچنان نیازمند یاری سبزتان هستم.انجمن بیماری های عجیب.
از خودم بعضی اوقات میپرسم که این مغز است یا mp3 player
چهارشنبه بیستم تیر 1386
جادوگران سیاه
در بين قبايل آفريقايی، مردان و زنانی هستند که به "دکتران جادوگر"معروفند، افرادی که در نظر مردم قبيله شان مقدس اند."دکترهای جادوگر" مراسم مذهبی بر پا می کنند، فال می گيرند و غيب گویی می کنند. برای هر درد و ناراحتی جسمی و روحی، داروهايی تجويز می کنند که عموما از ريشه گياهان يا اجزای بدن حيوانات و یا انسان تهيه می شود.گاهی اعمال .......
ادامه مطلب
جمعه پانزدهم تیر 1386
دلبانو
دلم خون شد از این درخود شکستنها
از این در خود چکیدنهای بی لذت
میان جاده ای شرقی
**************
پی یک درد دل بانو!
ای نایاب
ای زلال آیه ای از نور!
مرا دریاب
ماجرایم را مپرس و روزگارم را مبین خاتون
کنار بسترم منشین
که تن تب دار و داغ است و مثال کوره میسوزد.
منم طاعونی شهر سلامت
با جذامی صورتی مغبون
دو صد سال است بیمارم بر حذر بانو!!
نفسهایم برایت مرگ میزاید و ویروسی به نام عشق
***********
هنوزی مرد پیری با دلی پر مهر
که در هر پارک
به روی نیمکتهای طبیعت قصه سر داده
همان نقال پیرم من
که دیگر قصه ای در توبره نارد
***********
کمی اندیشه کن از دور
که در جو تعفن زای این احساس
که"در بندم"
تو هم در بند خواهی شد نیا نزدیک
***********
برای خفتن و ایمن شدن در خواب
برو آنجا که رستنگاه خورشید است
برو پرواز کن خاتون
برو آواز ده آنجا
که از بطنی تولد ریشه میگیرد
برو اعلان ده مقدور هرکس است
ببیند نسل خوشبختی کجا شد منقرض اما
مژدگانی بوسه ای طاعونی است وهیچ
*************
برو فریاد زن آنجا که
پرکندند ققنوس کلامم را
ـ پـشت میله
رو به پروازی پر از شادی
چگونه سر کنم عمرم به این کمبود آزادی؟
به این کمبود آزادی!؟
زمستان ۷۲ شهر زیبای لاهیجان واحساسات تند دوران دانشجویی .
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386
تبریک
امروز به مناسبت روز زن به همه همکاران خانم تبریک میگفتیم .به یکی از خانمها رسیدم و تبریک گفتم و او به جای تشکر با سرعت رفت و در واقع فرار را بر قرار ترجیح داد .خیلی از برخورد او تعجب کردم.ولی نیم ساعت بعد یکی از نیروهای خدمات به اتاقم آمد و با خنده گفت که به دو نفر ازخانمها تبریک گفته و با لهجه شیرین گیلانی گفت به آنها(که یک از آنها همان خانمی بود که با من برخورد بی ادبانه ای داشت) گفتم روز زن مبارک و امیدوارم امشب خیلی خیلی به شما خوش بگذره و آنها با خجالت سرشان را تکان داده اند. تازه فهمیدم بنده خدا چرا بعد از تبریک من فرار کرده بود.
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386

روز زن به تمامی همسران ،مادران،خواهران،عمه ها،خاله ها،دختر خاله ها،دختر دایی هاو.... ویا بر شما مبارک.شاد باشید و از هدایایی که نصیبتان میگردد به بهترین شکل استفاده کنید.امیدوارم روز مرد نامردی نکنید .
سه شنبه دوازدهم تیر 1386
معامله
۲)سفرهای استانی ریس جمهور منتخب هوگو چاوز به ایران همچنان ادامه خواهد داشت.او در پایان ششمین سفر استانی خود به ایران گفت:من تا یه چیزی تو پاچه ایرانی ها نکنم ول کن معامله نیستم.
۳)همسر خانم فاطمه رجبی سخنگوی دولت مسئول دفتر ریاست جمهوری و وزیر دادگستری رییس ستاد مبارزه با کالای قاچاق شد.آقای دکتر الهام پس از دریافت ششمین یا هفتمین پست دولت نهم در مصاحبه ای اعلام داشت من کارم را از زمین های خاکی شروع کردم واکنون خودم را برای المپیک آماده میکنم و ول کن معامله نیستم.
-بعدی رو بنویس
-چی بنویسم؟
-بنویس ۴)خانمها از نظر رانندگی از آقایان خیلی خیلی بهترند
-آخه
-آخه نداره یالا بنویس
-باشه باشه این چاقو رو از رو رو شاهرگم وردار .باشه مینویسم .
یکشنبه دهم تیر 1386
کلمه مناسب را در نقطه چین قرار دهید
![]()
میگی از جنگ و کشاکش، میگی از حریق نفتکش
مجری اخبار و گزارش، یه آدم دروغگوی .......
یه برنامه واسه جوونی، روزتون سبز آسمونی
قدر میکروفون میدونی، عشوه نیا ای بچه ......
ارتباط مستقیم و زنده، بین یه شهر و چند تا ده
مجری جنگ خانواده، جیغ نزن زنیکه .......
از زیر چشم همدیگه رو میپاییدن، چیزای ریساشونو میمالیدن
با صداشون روحمونو ساییدن، با دروغاشون اعصابمونو ......
دکورای جلف و پر از گل، گلای گلایل و سنبل
کلاغ با ادای بلبل، اینا را از کجا گیر آوردن یه مشتی ......
همه برنامهها پر غصه، مصاحبه با آدمای چرک و نشسته
فکر میکنه خیلی کاردرسته، خجالت نمیکشه مرتیکهی .....
کتای قهوهای خندههای لوس، مجریای بیمعنی و چاپلوس
میگه همه دزدن بقیه جاسوس، لعنت به هر چی آدم ......
ترانه ای از گروه کیوسک: اجرا 8 سپتامبر تورنتو و 28 سپتامبر ونکوور
البته دلیلی برای گذاشتن این پست متصور نبود مگر اندازه گیری بی تربیتی شما خوانندگان ودوستان گرامی .
پنجشنبه هفتم تیر 1386
تقلب
صبح زود.نوجوانانی پر از استرس با چند مداد و یک پاک کن نرم. کارتی را به سینه چسبانده و تند تند از در نرده ای داخل میشدند.پدران از سهمیه بندی و آتش زده شدن پمپ بنزین ها حرف میزدندو داخل حیاط دانشکده را سرک میکشیدندو طفلک مادران که با شتاب یکی مفاتیح میگشود یکی قرآن میخواند ودیگری تسبیح فیروزه ای را از کیف بیرون می آورد و من به این فکر میکردم که چقدر از این کنکور لعنتی بیزار بودم که فقط یکبار مزه بیسکویت ساعت ۹.۳۰ دقیقه آن بیادم مانده چون کنکور تنها امتحانی بود که تقلب نمی توانستم بکنم.
شعر عیادت از زنده یاد عمران صلاحی
مرگ از پنجره بسته به من مي نگرد
زندگي از دم در
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد كرد
در شبي تيره و سرد
تخت حس خواهد كرد
كه سبك تر شده است
در تنم خرچنگي است
كه مرا مي كاود
خوب مي دانم من
كه تهي خواهم شد
و فرو خواهم ريخت
توده زشت كريهي شده ام
بچه هايم از من مي ترسند
آشنايانم نيز ،
به ملاقات پرستار جوان مي آيند.
چهارشنبه ششم تیر 1386
ارتباط با شقیقه
دوشنبه چهارم تیر 1386
شازده خانوم قابل باشم.....
۱) یکی از بستگان یک فولکس قراضه داشت و هر روز صبح با این لگن سر کار میرفت.پریشب تعریف کرد که نیرو های حراست کارخانه محل کارش عوض شده بودند و به نیروهای جدید دستور داده بودندکه بدلیل برخی سرقتهای پیش آمده باید هنگام خروج تمام اتومبیل ها را بازرسی بکنند واز آنجایی که فولکس موتورش در صندوق عقب قرار دارد نگهبان که یکی از همشهری های محترم و مسن اینجانب بود با اخم گفت صندوق عقب را باز کن و دوست ما هم که یک مقدار شوخ تشریف داشتند صندوق را باز کرد . نگهبان با تعجب فریاد زد موتور برق میدزدی خودشم روشن!!!
۲) این شخصیت برای مخاطبان ایرانی، نام و چهره ای آشناست؛
مجری پرطرفدار و احساساتی شب های رادیو، کارگردان سریال ها و برنامه های متفاوت تلویزیونی، بازیگر سینما (که آخرین بار در نقشی غیرمتعارف در «شوکران» بهروز افخمی ظاهر شد) و ترانه سرای قدیمی.
از جمله ترانه های خاطره انگیز صالح علاء، باید به ترانه معروف «شازده خانوم» با صدای «ستار» اشاره کنیم. این ترانه و حاشیه هایش بود که باعث شهرت بیشتر صالح علاء (با نام حقیقی «محمد علایی») شد: «شازده خانوم قابل باشم/ باید بگم به شعر من خوش آمدی/ خوش آمدی، خوش آمدی...»
انتشار این آهنگ در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد و با شایعات بسیاری همراه شد؛ از جمله این که خواننده، این آهنگ را برای دختر شاه ...........
ادامه مطلب
شنبه دوم تیر 1386
مزایده
با توجه به اتمام طرح مبارزه با اراذل و اوباش و همچنین مفاسد اجتماعی نیروی انتظامی در نظر دارد تعدادی آفتابه دهنی شده و تعداد متنابهی رژ لب و گونه و مقداری از تجهیزات جلوگیری را از طریق مزایده بفروش برساند از کلیه متقاضیان درخواست میگردد جهت دریافت برگه های مربوطه به شماره برنامه شب شیشه ای پیام کوتاه ارسال نمایند.






