جمعه سی ام شهریور 1386
نووستالجیخ
جمعه سی ام شهریور 1386
ما اینیم بچه تهرون قدیم
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
لینک های مهربان
سه شنبه بیستم شهریور 1386
خدا و بهانه ها
وقتی مشکلم حل میشه میگم یک چرخه باعث حل مشکل شده
وقتی گناه میکنم میگم شک نکن پسر خدایی در کار نیست حالشو ببر
وقتی بعد گناه ، یه جوری پوستم رو میکنه که نفهمم از کجا خوردم یقین میکنم که داره منو نگاه میکنه
وقتی دعا میکنم و عین خیالش نمیشه میگم خدا چیه اینا همه کشکه
وقتی بعد دعا زود کارم را میافته میگم هست و مطمئنا کر نیست
وقتی تظریه تکامل داروین را میخونم میگم پس همه اینها یه نظم نا نوشته طبیعته؟خدا کجای قضیه است
وقتی میبینم پاسکال میگه من هرچه کنکاش میکنم به خدا نزدیک میشم میگم بابا این یارو یه چیزی میدونه که اینجوری میگه
خلاصه ما نفهمیدیم چیکار کنیم گناه کنیم یا نکنیم میبینه یا نمیبینه میشنوه یا نمیشنوه حال میده یا حال میگیره
یکشنبه هجدهم شهریور 1386
پاواروتی درگذشت
I am Luciano pavarotti! Sare jeddam rastmigam heis, shis a tarafdarane man say Konid dar hich jashni va taranekhandani ba ham makhloot nashid va hamishe 2angoshti dast bezanid lnghadr ham nagin Khoshgela bayad beraghsan! Be Eslah Talaban salame makhsus bresunin. Man mordam dige sharmande!
| 21 |
|
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386
من و هکر و یه دنیا احساس
با عنایت به اینکه من ۳ روز با یه هکر خوب و مهربون که نمیدونم به خاطر چه چیز جالبی قصد تجاوز به من را (به عنوان یه SERVER) داشت دست به گریبان بودم و بلاخره نذاشتم که از این عمل لذت کافی و وافی ببره و اونهم با کمال پر رویی انگشت وسطیش را به من نشون داد و با ناراحتی و کلی عرق سرد بر پیشانی گذاشت رفت و اینکه من خیلی از کار خودم ناراحت شدم چون با احساس یه جوون بازی کردم برای همین میخوام که موارد زیر را انجام ندین تا هکر بتونه راحت کامپیوتر شما را مال خود بکنه و شما فیتیله پیچ بشین.
1)هیچوقت با ناشناس چت نکنین
2)وقتی احساس کردین کامپیوترتون داره کارهای غیر معمول انجام میده سریعا فایروال و آنتی ویروس با پدر و مادری مثل MCAFEEیا NOD32یا NORTON و..... نصب کنین .یادتون باشه یه هکر همیشه وقت ورود یه فایل در سیستم شما میذاره تا بتونه دوباره برگرده این فایل ها به نام BACKDOORمعروفند.این فایل ها فقط با آنتی ویروسهای قوی از بین میرن.
3)سریعا تمام PASWORD های سیستم را حتی یاهو مسنجر را عوض کنین
4)ID های یاهو را چک کنید چون شاید یکی را ADDکردین که نمیشناسید.راستی هیچ فایلی را از طریق یاهو مسنجر و ایمیل بدون دونستن محتویات باز نکنین و الکی هم در سایتهای ناجور و غیر اخلاقی عضو نشین و هی به اونا اطلاعات ندین.
۵)در یاهو مسنجر یه بخش هست به نام CONECTION PREFRENCE در این منو لطفا قسمت FIREWALL WITH NO PROXY را انتخاب کنید و OK را بزنید.
۶)حتما به CONTROL PANEL رفته , قسمت WINDOWS FIREWALL را فعال کنید .ON کنید.
شنبه دهم شهریور 1386
حال من عصر جمعه
کم که نه! هر روز، کم کم می خوريم
آب می خواهم ، سرابم، می دهند
عشق می ورزم ، عذابم می دهند
خود نمی دانم کجا رفتم به خواب !
از چه بيدارم نکردی ، آفتاب ؟!
خنجری بر قلب بيمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه ای نا مرد بر پشتم نشست
از غم نامردمی ، پشتم شکست
عشق ، آخر، تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام
عشق، اگر اين است" مرتد" می شوم
خوب، اگر اين است من" بد "می شوم
بس کن ای دل ، نابسامانی بس است
کافرم ! ديگر مسلمانی ، بس است
در ميان خلق ، سردرگم شدم
عاقبت آلوده ی مردم ، شدم
بعد از اين، با "بی کسی "خو می کنم
آنچه در دل داشتم ، رو می کنم
نيستم از مردم خنجر به دست
بت پرستم ، بت پرستم ، بت پرست.
بت پرستم ، بت پرستی کار ماست
چشم مستی ، تحفه ی بازار ماست
درد می بارد چو لب ، تر می کنم
طالعم شوم است ، باور می کنم
من که با دريا تلاطم کرده ام
راه دريا را چرا گم کرده ام !؟
قفل غم بر درب سلولم ، مزن
من خودم ، خوشباورم، گولم مزن
من نمی گويم که ، خاموشم مکن
من نمی گويم ، فراموشم مکن
من نمی گويم که با من ، يار باش
من نمی گويم مرا غمخوار باش
من نمی گويم ، دگر گفتن ، بس است
گفتن اما هيچ ، نشنفتن ، بس است
روزگارت باد، شيرين ، شاد باش
دست کم يک شب تو هم فرهاد باش
آه ، در شهر شما ياری نبود ؟!
قصه هايم را خريداری نبود؟!
وای...رسم شهرتان بيداد بود
شهرتان از خون ما آباد بود
از در و ديوارتان خون می چکد
خون من ، فرهاد ، مجنون می چکد
خسته ام از قصه های شومتان
خسته از همدردی مسمومتان
اينهمه خنجر ، دل کس خون نشد ؟!
اين همه ليلی کسی مجنون نشد ؟!
آسمان خالی شد از فريادتان
بيستون در حسرت فرهادتان
کوه کندن ، گر نباشد پيشه ام
بويی از فرهاد ، دارد تيشه ام
عشق از من دور ، پايم لنگ بود
قيمتش بسيار، دستم تنگ بود
گر نرفتم، هر دو پايم خسته بود
تيشه گر افتاد ، دستم بسته بود
هيچ کس دست مرا وا کرد ؟ نه.
فکر دست تنگ ما را کرد ؟ نه.
هيچ کس از حال ما پرسيد ؟ نه.
هيچ کس اندوه ما را ديد ؟ نه.
هيچ کس اشکی برای ما نريخت
هر که با ما بود، از ما می گريخت...
چند روزی هست، حالم دید نی است
حال من از اين و آن پرسيدنی است
گاه ، بر روی زمين زل می زنم
گاه ، بر حافظ، تفال می زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت
يک غزل آمد که حالم را گرفت
" ما ز ياران چشم ياری داشتيم .......................... خود غلط بود آنچه می پنداشتيم "
شاعر این شعر رامتاسفانه فراموش کرده ام.










