وبلاگ شلم شووربا
شنبه سی و یکم فروردین 1387
تلخ
غروب دلگير جمعه گذرم افتاد به جايي كه كارتن خوابها در آن شب را به صبح ميرسانند.جايي به نام گرمخانه.مرداني خسته و غمگين منتظر اجازه ورود به سالني بودند كه فقط جايي بود براي در پناه بودن.انسانهايي كه شايد يكبار اشتباه در زندگي راهشان را به گرمخانه كج كرده بودبا نگاهی تهي چشم به در دوخته بودند. راستي چه اشتباهي تاوان اين زندگي است چه گناهي خانواده پيرمرد را از او گرفت وچه كاري آرزوهايش را دزديد .
بين من و گرمخانه فقط يك اشتباه.بين تو و ديوانگي فقط يك ضربه مهلك در زندگي.بين فرار دختران تا او شايد يك هوس يك بوسه و شايد يك تعصب كبود.
جهت تغيير ذائقه:آلبوم جديد جواد يساري وارد بازار شد. به نظر من اگر قراره هرچيزي اصلش خوب باشه مطمئنا جواد هم اصلش خوبه.
بخشي از ترانه اي به نام شك از شهيار قنبري
غريبه دشمن تو نيست! رمال بيدل دشمنه
وقتي كه شلاق ميزنه اون خودشه كه ميشكنه!!
نوشته شده توسط شلم شووربا
در | لینک ثابت
•
