استینگ خوانندهء انگلیسی تبار و در واقع دورگه از مادر انگلیسی و پدر ایرلندی است. اکنون شصت سال دارد. تخصص او : موزیسین، فارغ التحصیل از دانشگاه وارویک لندن و نیز دارای تخصص آواز از دانشگاه موسیقی استکهلم است. نام اصلی او گوردون ماتیو سامنر است ولی ملقب به استینگ ، نام خانگی او که مادرش برای تحبیب او را با این اسم صدا میکرده است و همین نام بر روی او مانده و نام شهرت او شده است. سبک موسیقی او راک میباشد و در کلیپهایش از المانهای شرقی به خصوص عربی و ایرانی استفاده میکند و به فرهنگ آسیایی علاقهء وصف ناشدنی دارد طوری که این علاقه باعث طرد شدن او از سوی عامهء مردم و نیز منتقدین است. آنها علاقهء استینگ به آسیا و دور شدن از فرهنگ اروپایی و استفاده نکردن او از فرهنگ بریتیش را نقطهء سیاه بزرگی بر کارنامهء او میدانند. به همین دلیل استینگ در موطن خود خواننده و مویسقیدانی منزوی ست. او به سبب یک دوره انتقاد شدید منتقدان معروف آمرکایی و انگلیسی و ایرلندی و آلمانی در مورد ساخته هایش و جدال و پرتاپ شیشه و تخم مرغ و گوجه فرنگی و هو کردن مردم در کنسرتهایش به شدت افسرده و بیمار شد و شش ماه در یکی از مراکز پزشکی روحی و روانی کشور فرانسه تحت مراقبت پزشکان قرار گرفت. تا آنکه یکی از میوزیشنهای مشهور فرانسه به نام فردریک فرانسوا ژتوق (ژتور) دوستی و رابطهء بسیار نزدیک و برادرمابانه با او پیدا کرد، کارهایش را پسندید و عقیدهء او را و پشتکارش را ستود و به او پیشنهاد کرد تا به تلفیق سبک راک با المانهای آسیای- شرقی ادامه دهد، به این کشورها سفر کند و با نوازندگان و موسیقیدانان آنجا آشنا شود و با کلیپ-رکوردرها و کلیپ-میکرهای (سازندگان و تهیه کنندگان کلیپ ویدئو) آسیا آشنا شود و برای مردم شرقی بخواند. ولی متاسفانه در شرق نیز مردم و سازندگان همکاری لازم را با او نکردند و ذائقهء شرقی آنها استینگ را هضم نکرد چرا که به نظر آنها هر چه بود استینگ کاملا نمیتوانست آنچنان که باید و شاید روح شرقی را در کارهایش منعکس کند. با اینحال استینگ نومید نشد و با همراهیها و محبتهای یار بزرگوارش فردریک فرانسوای فرانسوی دوره های تاریک و تلخ افسردگی و بستری شدن در بیمارستان روانی هرگز بازنگشت و استینگ با تلاش خود بالاخره توانست جایزهء ورلد میوزیک را از آن خود کند آنهم هشت بار پی در پی. او با آوازه خوانان و موسیقیدانان برجسته ای از جمله باب دیلن، اریک کلاپتون، برایان آدامز، مارتین لوئیس، رکسانه، قادر الفاتح، مستور الاراوی، فواد خالق و غیره کار کرده است. همچنین در فیلمهای بسیاری با بازیگران مشهور همراه شده است.( COLD MOUNTAIN ) با کسانی چون سیلور استالونه، آنوشکا شانکار، آنی لنوکس وآلسون کراووس .... که موسیقی فیلم اخیر او با نام "کُلد مونتین" - "کوه سرد" جایزهء اسکار را دریافت کرده است. او یکبار در زمان سلطنت محمد رضا شاه معدوم به ایران آمد و با خوانندگان مطرح آن دوره کنسرت بزرگی در برابر شاه معدوم و حضور ملکهء ایران اجرا کرد با همراهی خوانندگانی چون بنان، شجریان و هنرنمایی استاد خالقی و فرامرز پایور و لطفی و بسیاری دیگر از نوازندگان و خوانندگان محبوب و بزرگ آن زمان. پس ازموفقیتهای بی نظیر و گرفتن جوایز ارزنده ساختن موسیقی چند فیلم بزرگ به او پیشنهاد شد. المانهای مورد علاقهء استینگ که در تمامی کارهایش وجود دارد و از آنها بهره میگیرد: کشش صدا و شل کردن حنجره و رها کردن حروف صدادار و کاربرد عناصری مثل: باران، خانه، عشق و محبت، قلب، ماه، چای، صبح، سپیده دم، طلوع و غروب آفتاب، صحرا، شب، آرامش، صلح و غیره هستند. دو ترانه او به نامهای: "رز صحرا" و "صبحی سرشار از تولد دوباره" (زندگی پس از تحول و دگرگونی دوباره)، به عنوان ده ترانهء نخست از سوی تمامی کانالهای تلویزیونی آمریکا و اروپا و آسیا برگزیده شد و "Brand New Day" and "Desert Rose"موسسهء عربی- آمریکایی جبران خلیل جبران نویسندهء سبک فلسفی وعرفانی، او را به عنوان موسیقیدان سال خود و میوزیشن برتر انتخاب کرد و استینگ نائل به دریافت بزرگترین جایزهء موسیقی قارهء آسیا گردید - جایزهء خلیل جبران- و جایزه اش را از جبران خلیل جبران نویسندهء بزرگ دورگهء آمریکایی-عربی تبار دریافت نمود. استینگ در موسیقیهای خود از سازهای مطلقا کلاسیک و غربی همراه با سازهای مطلقا شرقی بهره میگیرد و هردوی این سازها را همواره همزمان با هم در چِپنوتهای خود دارد (دفترچه ای که موسیقیدانان نتها و موسیقی را که قرار است در کنسرت توسط نوازندگان مختلف نواخته شود مینویسند)، طوری که تار و سه تار و سنتور، پیانو و گیتار الکترونیک و جاز را همراهی میکنند. او به دلیل علاقه اش به فرهنگ ملل و بومی هر کشور زبانهای بسیاری را علاوه بر انگلیسی و فرانسه و عربی که به آنها تسلط دارد یاد گرفت. زبانهای پرتقالی، برزیلی، اسپانیایی، سوئدی، ایتالیایی و نیز مختصری فارسی. او هم اکنون مشغول تحصیل در مقطع دکترای رشتهء موسیقی در دانشگاه فوق تخصصی نورث آمبریا در سن شصت سالگی می باشد. هرچند او سه مدرک دکترای افتخاری از دانشگاههای آکادمی ریواردز انگلستان و استارآکادمی فرانسه و الیال المسح مصر دارد. استینگ پس از حملهء یازدهم سپتامبر و خراب شدن دوقلوهای یونایتد استیت بار دیگر به شدت مورد قهر و غضب و توهینات زشت مردم و مقامات کشورش قرار گرفت. استینگ با همسرش که مبتلا به یک نوع بیماری درمان ناپذیر از نوع بیماریهای عصبی ست زندگی میکند ولی میگوید که همواره با عشق در کنار همسرش زندگی کرده و مشکلات همسرش باعث فروپاشی کانون گرم خانوادگیشان نشده است و زندگی سرشار از محبت و عشق دارد، چرا که هم او و هم همسرش به پایبندی و تعهد اخلاقی در زندگی مشترک معتقدند. او شش فرزند دارد یک پسر به نام ژوزف (کاوه) که اکنون 32 سال دارد، دختری به نام فوشیا کاترینا (لعیا)30 ساله، دختری به نام بریجیت میشلا (لیالی) 26 ساله، پسری به نام جکی (قادر) 25 ساله، دختری با نام الیوت پولینا (لیلا) 21 ساله، و پسری با نام گیکامو لوک (کوروش) 14 ساله. وی دو نام انگلیسی و ایرانی یا عربی بر روی تمام فرزندان خود گذاشته است. پسر و دختر ارشد استینگ - ژوزف و فوشیا کاترینا- راه پدر را در پیش گرفته و در زمینهء موسیقی تخصص دارند و مشغول همکاری با گروه رین فورست هستند. استینگ در عید نوروز سال 80 شمسی پیغامی برای ایرانیان سراسر جهان میفرستد و در آن چنین میگوید: من عاشق سرزمین شما هستم... افسوس که شما در آن سو و من در اینسو هستم. اگر میتوانستیم اکنون در کنار هم باشیم و یکدیگر را در آغوش کشیم، من تمامی آوازهای عاشقانه ام را به شما مردمان ایران تقدیم میکردم. در این زمان مقدس تحویل سال نوی خورشیدی آرزو میکنم میله ها چون کاغذی کهنهء کاهی پاره شوند تا من بتوانم به سوی آن سرزمین پرواز کنم. اگر چنین اتفاقی افتاد تا آخر عمر در آن سرزمین زندگی خواهم کرد و همانجا به خواب آرام مرگ فرو خواهم رفت. میخواهم که آشیانهء ابدیم نیز در آن سرزمین سبز و پر از نور و گرما باشد، در سرزمینی که موسیقی آنرا "آواز فرشتگان" میدانم. او به موسیقی ایرانی لقب - ویرجین میوزیک - داده است؛ موسیقی ای سرشار از بکر بودن، سپیدی و پاکی و روحانیت . آرزوی استینگ سالهای بعد نیز برآورده نشد و نتوانست وارد ایران شود . استینگ در یکی از کنسرتهایش ترانهء "باران" را برای ایران خواند و اشک ریخت و گفت : " برای بوییدن ایران به یکی از کشورهای مجاورِ ایران یعنی هند خواهم رفت" ... استینگ در هند گروه مشهور خود "رِین فورست" - بارانِ جنگل- را بنا نهاد و این گروه همراه با خوانندگان مشهور و غیر مشهور ایرانی و عرب ترانه های خود را ریمیکس کرد و دوباره خواند. چند تن از خوانندگان فارسی زبان با پرمیت کپی رایت و اجازهء استینگ تصمیم گرفتند ترانه های او را تا آنجا که ممکن است به زبان فارسی و ترانه گونه ترجمه کنند و بخوانند، که آلبوم "پلاتینوم" یکی از این خوانندگان ایرانی ترجمه ای از آلبوم پلاتینومِ استینگ است و ترانهء باران در این آلبومِ ایرانی همان ترانه ای است که استینگ برای ایران خوانده و اشک ریخته است. لازم به ذکر است در آلبوم پلاتینوم ترانه های بازسازی شده ، بسیار ساده و روان شده و بسیاری از جملات استینگ در آلبوم پلاتینوم اصلی حذف شده ، چرا که امکان ترجمهء آن اشعار میسر نبوده است. و موسیقی آن نیز ساختهء موسیقیدانان ایرانیست زیرا استینگ فقط اجازهء استفاده از لیریکز (متن ترانه) را به تهیه کنندگان ایرانی داد و اجازهء استفاده از موسیقی آلبوم اصلی (پلاتینوم اصلی) را نداد. استینگ همچنین کتابی به نام: "غروب دردناک" نوشته است که به بیماری دردناک افسردگی و نومیدی پرداخته است و دلیل کار خود را اینگونه بیان میکند: زمانی که به این بیماری مبتلا بودم درک کردم که این بیماری تا چه حد دردآور و خطرناک است و ادامهء آن میتوانست به جای استینگ موسیقیدان، مرا تبدیل به یک استینگ معتاد کند، استینگی که دیگر نه خانواده ای داشت و نه کودکی . پس از آن دوران تازه فهمیدم که این بیماری میتواند چه بر سر آدمی بیاورد . زمانی که توانستم از بند آن رها شوم فهمیدم زندگی چیست. اکنون که به آن دوره نگاه میکنم و تصور میکنم اگر بیماریم پیشرفت کرده بود اکنون نه خانواده ای داشتم و نه بچه های دوست داشتنی ام را. و به حال کسانی که هنوز گرفتار این بیماریند افسوس میخورم که طعم زندگی را نمیتوانند بچشند.
برگرفته از سایت: www.musicforever.com